كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
305
ده سفرنامه ( فارسى )
در اين ميهمانى بيش از سه نوع گوشت سر سفره مشاهده مىشد در اين گونه ميهمانىها جابهجا كردن سينىها و بشقابها در حقيقت كار بسيار دشوار و كسلكنندهاى است من پس از صرف شام به خانه مراجعت نمودم . پانزدهم مه 1810 روز پانزدهم مه شاهزاده به قضاوت نشست تا چند نفرى را كه متهم به كشتن يكى از فراشان او بودند به مجازات برساند در آن روز مردم شهر تماما دچار وحشت و اضطراب شدند و دروازههاى شهر بسته شد بازار و كسب و كار روزانه مردم تعطيل گرديد . مردم براى تماشاى مجازات متهمين اجتماع نمودند من مشاهده كردم كه دو يا سه نفر را در حالى كه از ترس رمقى بر تن نداشتند از قصر خارج نموده و به قصاصگاه مىبرند در حدود ساعت سه بعد از ظهر شاهزاده رأى خود را درباره مجرمين اعلام كرد بعضى از هر دو چشم نابينا شدند يا گوش و دماغشان را قطع كردند يا لبهايشان را دوختند يا زبانشان را بريدند و يا انگشتانشان را قطع كردند و بعد از انجام قصاص آنها را در خيابانها در ملاءعام براى عبرت مردم گرداندند . در چنين مراسمى شاهزاده هميشه لباس زرد مىپوشد و پارچهاى نيز بههمين رنگ روى مسندى كه مىنشيند مىگسترانند و اين نوع لباس « غضب پوشاك » نام دارد در چنين مراسمى حتى وزير حق گفتگو و صحبت ندارد مگر اينكه مورد خطاب قرار گيرد . شنيدم كه او در همان طاقنمايى كه من آن روز وى را در دارالحكومه ديده بودم جلوس كرد و بدون كوچكترين واكنشى از